تبلیغات
آکادمی هنرهای رزمی تبریز - معرفی رشته پیلاتس
کنترولوژی عبارت است از ایجاد هماهنگی کامل بین جسم ، ذهن و روح .

افراد ابتدا از طریق کنترولوژی به شیوه هدفمند ، کنترل کامل جسم خود را در دست می گیرند و سپس از راه تکرار کامل حرکات آن به شیوه تدریجی ولی پیشرفت کننده به یک نوع هماهنگی طبیعی دست پیدا می کنند.
کنترولوژی باعث پرورش هماهنگ اجزای بدن می شود ، حالتها و حرکات نادرست بدن را اصلاح می کند، نیروی حیات را به بدن باز می گرداند و توان ذهنی را افزایش می دهد.

پیلاتس

انسانها تقریبا در دوران کودکی از نعمت رشد طبیعی و متعارف جسمانی برخوردارند اما با شروع دوران بلوغ ، جسم افت کرده و شانه ها خمیده می شوند، عضلات شل و آویزان شده و نیروی حیاتی بشدت رو به تحلیل می رود .
بدون شک این قضیه امری فراگیر و طبیعی است. انجام حرکات ورزشی کنترولوژی و رعایت دستورالعملهای آن پرورش جسمانی را به ایده آل نزدیک می کند .

علم کنترولوژی اختیار کامل جسم را توسط مغز در دست می گیرد. یعنی عضلات بدن از اراده فرد فرمان ببرند .

کسانی که کنترولوژی را برای اولین بار تجربه می کنند احساس می کنند سرحال آمده و بعد از سالهای ذهن آنان از خواب بیدار شده است.
نام این ورزش در ابتدا توسط ژوزف پیلاتس علم کنترل بدن نام گذاری شده بود که پس از مرگ وی بدلیل احترام و حفظ یاد و خاطره او توسط بازماندگانش به نام پیلاتس متداول شد.
سیستم ورزشی است که در سال 1920 توسط ژوزف پیلاتس پایه گذاری گردید روش تمرینی پیلاتس متشکل از ورزشهایی است که تمرکز روی پیشرفت انعطاف و قدرت در تمام اندامهای بدن دارد بدون اینکه عضلات را حجیم کند یا آنها را از بین ببرد.
پیلاتس
این روش تمرینی از حرکات کنترل شده ای تشکیل شده که بین بدن و مغز هارمونی فیزیکی ایجاد کرده و توانایی بدن افراد را در هر سن بالا می برد از فواید این ورزش:

بالا بردن و تقویت سیستم ایمنی بدن
بالا بردن تمامی قوای بدن در جهت اینکه فکر و ذهن را از افکار منفی آزاد سازد بر خلاف یوگا بدن در حال حرکت می باشد.
کاهش دهنده دردهای مهره ای و کمر
ایجاد کشیدگی در ظاهر اندام
بوجود آوردنده شکل ظاهری بهتر اندام
شکم ساف و کمر باریک
پیشرفت انعطاف و تعادل
افزایش قابلیت تحرک مفاصلحجیم کردن فضای ریه و بالا بردن قابلیت تنفس
تقویت سیستم قلبی عروقی
بالا بردن دامنه حرکتی مفاصل و عضلات
از بین بردن درصد احتمالی جراحات و آسیب پذیری
علاوه بر این کسانی که ورزش پیلاتس را انجام می دهند خواب بهتر عصبانیت کمتر استرس و خستگی کمتر خواهند داشت.
از آنجا که این روش تمرینی در وضعیتهای ایستاده نشسته و خوابیده بدون طی مسافت و پرش و جهش انجام می گیرد آسیبهای ناشی از صدمات مفصلی را کاهش می دهد زیرا حرکات ورزشی در دامنه های حرکتی در سه وضعیت فوق با اجرای تنفس های عمیق و انقباظهای عضلانی انجام می گیرد.

چرا پیلاتس به چنین پدیده موفقیت آمیزی تبدیل شده است؟
پیلاتس
چگونه این ورزش ناشناخته امروزه تبدیل به یک روش تکمیلی ورزشی به شکل همگانی و حتی خانگی شده است؟!
بسیار ساده ، گفتار صادقانه پیلاتس و اینکه این ورزش بسیار عالی عمل می کند و به تمام وعده های خود عمل می کند . افراد در هر وضعیتی که باشند، ورزشکار حرفه ای یا تازه کار، خانمهای خانه دار یا آقایان کارمند و پر مشغله اگر ورزش پیلاتس را آغاز کنند اطمینان می دهیم که نتیجه مثبت آن را خواهند دید .
با شروع پیلاتس می توان قدم به قدم تغییر ظاهر ،اجرای صحیح حرکات ، بدن جدید و بهتر ، متوازن، صاف و کشیده ، بلند تر ، باریکتر و انعطاف پذیر تر با یک قدرت پنهانی ساخت .
اعتقاد پیلاتس از تقویت قوای بدنی کسب و حفظ بدنی سالم و ذهنی سالم برای اجرای خوب کارهای روزانه و دیگر فعالیتهای بدنی است. ژوزف در مونشن گلادباخ ، شهری کوچک در حومه دوسلدورف آلمان متولد شد. او کودکی ضعیف و مریض بود که از بیماریهایی مانند راشیتیسم، آسم و تبهای روماتیسمیرنج می برد .نام فامیلی او پیلاتو pilatu تلفظ می شد که ریشه یونانی دارد. ولی بعدها پدرش آنرا به پیلاتس تغییر داد . پدرش برنده جایزه ژیمیناستیک بود و مادرش یک متخصص اعصاب .
روزی یک پزشک به ژوزف یک کتاب اوراق و قدیمی در مورد اناتومی بدن داد ، به گفتهخود او: من تمام اعضای بدن را از روی کتاب یاد گرفتم. هر اندامی را که یاد می گرفتم حرکت می دادم . در آن زمان کودکی ساعتها در جنگل پیاده روی می کردم و حرکات حیوانات را نگاه می کردم، اینکه چطور حیوانات اندام خود را بکار می برند و حرکت می کنند.
بگفته خود او وی حرکات ورزشی شرق و غرب را عمیقا مطالعه کرده بود . در سن 14 سالگی چنان روی اندام خود فعالیت کرده بود که از تصویر بدن او برای نمایش آناتومی استفاده می شد .
در زمان نوجوانی و دورانی که هنوز در آلمان بود در رشته هایی مانند بوکس ، ژیمیناستیک،اسکی، و شیرجه فعالیت می کرد.
در سال 1912 برای تعلیمات بیشتر به انگلستان سفر کرد . در آنجا بعنوان یک بازیگر در سیرک کار می کرد . تا سال 1914 او و گروهش در سرتاسر انگلستان برنامه اجرا کرده بودند. او و برادرش در سیرک نمایش یونانی اجرا می کردند .
در سال 1914 با شروع جنگ جهانی اول او بهمراه دیگر تبعه های آلمانی دستگیر و در بازداشتگاههای لانکستر بازداشت شدند در همان جا او به هم قطارانش آموزش کشتی و دفاع شخصی می داد. با این هدف که نیروی بدنی آنها از زمان ورود به بازداشتگاه بیشتر می شود در همانجا بود که او روش ورزشی خود را که بعدها "کنترولوژی" نامیده شد ، طراحی کرد در همان دوران او به بازداشتگاه دیگری منتقل شد و تقریبا به عنوان پرستار با زندانیان زیادی که دارای بیماریهای شایع زمان جنگ و حبس بودند کار می کرد . سپس او شروع به ساخت وسایلی کرد که با این افراد توانبخشی کار کند . این وسایل از تختها و فنرهای قدیمی و ابزار خراب و کهنه بیمارستان بودند که از آنها بعنوان وسایل و تجهیزات توانبخشی استفاده می کرد .
در سال 1918 آنفولانزای مرگزا و خطرناکی سراسر دنیا را فرا گرفت و میلیونها نفر را طعمه خود کرد که فقط دهها و صدها نفر در انگلستان قربانیان این بیماری بودند.
افراد ژوزف با اینکه این بیماری در سطح بازداشتگاه بسیار شیوع پیدا کرده بود همگی جان سالم بدر بردند .
بعد از پایان جنگ ژوزف به آلمان بازگشت و در بخش دفاع شخصی ارتش هامبورگ برای پرورش نیروهای پلیس شروع به کار نمود علاوه بر این بطور خصوصی نیز روی افراد عادی تمرین می کرد .
او می گفت: زمانی که به آلمان برگشتم تمامی این دستگاهها را اختراع کردم و تا سال 1925 آنجا ماندم و با افراد مبتلا به رماتیسم کار و تمرین می کردم .
من فکر کردم چرا از قدرت و نیروی زیاد بدنی استفاده نکنم و حرکاتی را طراحی کردم که با اجرای بسیار آهسته بطوری که بخشهای بسیار عمیق عضلات درگیر شوند و نتایج مثبتی را شاهد بودم.
در همان دوران بود که ژوزف با رودولف فون لابن آشنا شد .
وی یکی از متخصصان بزرگ حرکت شناسی بود .او چندین حرکت ژوزف را در تمرینات و کار خود بکار برد و شماری دیگر از متخصصان بنام نیز تمرینات او را در گرم کنندهای ورزشی خود استفاده می کردند .
در سال 1925 از او دعوت شد تا ارتش جدید آلمان را تمرین و ورزش دهد و لی از آنجایی که او از سیستم سیاسی آلمان راضی نبود تصمیم به ترک کشور نمود.
با کمک چند تن از دوستانش قادر به ترک آلمان و سفر به آمریکا شد.
در راه سفر به آمریکا با کلارا (همسر آینده اش) آشنا شد .
کلارا معلم یک مهد کودک بود و از دردهای آرتروزی بشدت رنج می برد ژوزف با تمرینات اختصاصی خود دردهای کلارا را از بین برد .
پس از ورود به امریکا و شهر نیویورک در سال 1926 آنها در خیابان هشتم این شهر مرکز ورزشی خود را باز کردند. درست در محلی که چندید مرکز ورزشی و بخصوص باله وجود داشت در همان جا بود که ژوزف علم کنترلوژی را بعنوان بخش اصلی تمرینات ورزشکارانش قرار داد .
بسیاری از مربیان و سر مربیان ، ورزشکاران آسیب دیده خود را جهت ترمیم اندام آسیب دیده نزد او می فرستادند .
بسیاری از مربیان نیز برای افرودن تعادل و قوای بدنی ، شاگردان خود را به شرکت در کلاسهای ژوزف تشویق می کردند.
ژوزف پیلاتس یکی از هواداران سلامتی و ورزش بود از هرگونه آلودگی سیگار، الکل و ... اجتناب می کرد.
بارها در سرمای زمستان اورا فقط با یک شلوار ورزشی کوتاه در حال دویدن در خیابانهای نیویورک می دیدند .
در ژانویه 1966 ساختمان آنها آتش گرفت . ژوزف برای نجات وسایل ورزشی به ساختمان برگشت که ناگهان کف ساختمان زیر پایش آتش گرفت و ریزش کرد و او برای مدتی طولانی از میله ای آویزان مانده بود تا بالاخره ماموران آتشنشانی وی را نجات دادن گفته می شود این واقعه کمک بسیار زیادی به مرگ او در سال 1967 در سن 87 سالگی کرده است.
همسرش کلارا که در امر مربیگری و صبر و حوصله چیزی از ژوزف کم نداشت به اداره مرکز ورزشی تا 10 سال بعد و زمان مرگ خودش در سال 1977 ادامه داد .




ورزش های رزمی - رزمی کار



طبقه بندی: معرفی رشته ها،

تاریخ : پنجشنبه 1394/03/7 | 07:55 بعد از ظهر | نویسنده : Ali Reza | نظرات

  • فروش بک لینک | قالب وبلاگ | قالب وبلاگ